دانلود رایگان سه نسخه از نشریه به صورت الکترونیکی!
|
نیمه دوم آذر 1387 ![]() لینک دانلود حجم: 1.55 مگابایت |
نیمه دوم بهمن 1387 ![]() لینک دانلود حجم: 1.56 مگابایت |
نیمه دوم اسفند 1387 ![]() لینک دانلود حجم: 1.67 مگابایت |
برچسب ها:
نشریه الکترونیکی ،
لطفا زیرآب نزنیم!!
کد مطلب: 102
انگار یک رسم چندین هزارساله ی ما ایرانیان است که این چنین به آن پای بندیم. عجیب اینکه از هیچ فرصتی برای انجام آن نمی گذریم. این رسم، دوست و دشمن هم نمی شناسد. همه را یک جا از دم تیغ می گذراند. حال چه یک کارمند دانشکده باشد، چه بهترین دوست آدم! اصلا اگر انجامش ندهیم، روزمان، روز نمی شود! عجب احساس خوبی بعد از آن به ما دست می دهد! احساس قدرت! احساس بزرگی ... ای کاش شعار جهانی روز دانشجو این بود: " لطفا زیرآب نزنیم." مثل اینکه قشر دانشجو بیشتر به این اصل متعهد است!
وارد دانشکده می شوی، می بینی همه چپ چپ نگاهت می کنند. بی خبر از همه جا به سمت یکی از دوستانت می روی، سلامی سرد و نگاهی کنجکاو! تنها چیزیهایی که قادر به شنیدن و دیدن آنها هستی. چند روزی که به همین منوال می گذرد، متوجه میشوی که یکی از صمیمی ترین دوستانت (!!!) زیرآبت را زده است. یکی از دوستان میگفت: در این سه سال که ساکن تهرانم، تنها چیزی که هر روز می بینم، افرادی هستند که پی در پی زیرآب هم را می زنند! در جواب دوستم لبخندی زدم. لبخندی تلخ حاکی از عقب ماندگی فرهنگی این افراد که در پشت خود صدها حرف نگفته داشت.
بدون هیچ شکی عزیزان زیرآب زن، تاریخچه ی پیدایش این اصطلاح را کاملا می دانند . اما خدمت دوستان غیر زیرآب زن عرض کنم که: علامه زیرآب زن المماله راجع به پیدایش این اصطلاح می گوید: زیرآب زنی نخستین بار در دوره ی بافور شاه سبیل کلفت مصطلح گردید. چنانکه گویند روزی شاه را هوس دریا در سر می افتد. با جماعت اندکی به سوی بحر شده و خلع البسه کرده و به تنهایی قصد دریا می کند. پس آنگه کمی از ساحل دور گشته تا حدی که جماعت ساحل نشین را چشم اندازی از حضرت شاه نبود. دراین حالت صدراعظم که طینتی شیطانی داشت و در فکر نابود کردن شاه بود، شرایط را مساعد یافته، با لباس مبدل و صورت پوشیده خود را به نزدیک شاه می رساند. شاه ناگهان احساس می کند که فرد ناشناسی به صورت (زیرآبی) به وی نزدیک میشود. نیت می کند که بگریزد، اما راه گریزی نیست. مرد ناشناس سر از آب به در آورده و شمشیرش را می کشد. بافور شاه می پرسد : "چه می خواهی؟" مرد در جواب شمشیر را به زیر آب برده و دو پای شاه را منقطع می سازد. سپس نقاب از چهره برگرفته و با قدرت سر پادشاه را از تنش جدا می کند. پس از افشای این حادثه اصطلاح زیر آب زنی مصطلح گشت!!؟
یادمان باشد که پایبندی به این سنت دیرینه (که البته یک سنت وارداتی است!) عواقب ناگواری در پی دارد. البته نمی توان نوک پیکان همه تقصیرها را به سمت عزیزان زیرآب زن نشانه رفت! به قول یکی از دوستان شوخ طبع: "تقصیر راننده ای است که اینها را به شهر آورده است."
سخن سردبیر - شماره اول - نیمه دوم آذر 1387
کد مطلب: 101
بالاخره آمدیم! با چند هفته تاخیر ناخواسته. هرچند که این تاخیر خیلی هم برایمان بد نشد. اگر خودمونی سه هفته پیش منتشر می شد، اصلا شبیه چیزی که الان در دستان شماست، نمی بود. دراین مدت نشریات زیادی را از دانشکده های مختلف ورق زدیم و هرچه بیشتر غرق دنیای مطبوعات دانشجویی شدیم، بیشتر به عقب ماندگی خودمان در این حیطه پی بردیم.
سعی کرده ایم در شماره اول با دستی پر به استقبال شما بیاییم. هر چند که همیشه شماره اول، شماره ایرادها و نقایص است. اما شماره های بعدی را شما خواهید نوشت.
خودمونی منتشر شده است تا پلی باشد میان ما دانشجویان و مسئولان دانشکده، پلی که نه پیچ و تاب دارد و نه سر از ناکجا آباد در می آورد. برای تحقق این امر فقط و فقط همکاری و همدلی شما را می خواهیم و بس. تکیه گاه ما برای ادامه راه، بعد از خدا نه مسئولان اند، نه کارمندان و نه هیچ نهاد و سازمان خاصی. فقط شمایید! شما که الان دیگر خودمونی شده اید! در تنظیم مطالب این شماره با وجود نقد بعضی از مسائل، سعی کرده ایم به هیچ شخص یا مسئولی خدایی نکرده جسارت نکرده باشیم. اما در هر صورت چنانچه با چنین مواردی برخورد کردید، پیشاپیش عذر ما را پذیرا باشید. قطعاً پیشنهادات و انتقادات سازنده شما سبب اصلاح اشتباهات ما و زمینه ساز بالندگی هرچه بیشتر خودمونی خواهد شد. پس لطف خود را از ما دریغ نکنید.




